با ما تماس بگیرید

021-86095462

ساعات کاری دفتر

9:00 تا 18:00

منو
مطالب و مقالات حقوقی
تاریخ انتشار: دوشنبه 25 اسفند 1399
نمونه لایحه دفاعیه - تجدیدنظر خواهی - جرم ترک انفاق

 نمونه لایحه دفاعیه - تجدیدنظر خواهی - جرم ترک انفاق

امتیاز: Article Rating | تعداد بازدید: 152

اطلاع از نکات مهم جرم ترک انفاق 

متن لایحه تجدیدنظر خواهی جرم ترک انفاق - نپرداختن نفقه

ریاست محترم و مستشاران معزز دادگاه تجدیدنظر استان تهران

باسلام

احتراماً درخصوص پرونده به شماره کلاسه .... ضمن تقدیم یک برگ وکالتنامه ملصق به تمبر مالیاتی، مراتب وکالت خویش را از خانم سمیرا .... اعلام و نیز نسبت به دادنامه شماره ...... که مورخ 1397/03/01 صادر و مورخ 1397/02/02 در سامانه ابلاغ الکترونیک درج شده مراتب تجدیدنظرخواهی و اعتراض موکل را ظرف مهلت مقرر قانونی به حضور حضرات اعلام می دارد.

 

1- بنابر اظهارات موکل، تجدیدنظرخوانده از اواخر سال 1392 که در منزل استیجاری موکل زندگی می کرده اند را بدون اطلاع و به صورت کاملا ناگهانی ترک می کنند، موکل نیز به همراه دختر خردسال خود مدتی در همان منزلی که خود اجاره کرده بود زندگی کرده و بعد از انقضای مدت اجاره آن منزل ، آپارتمان دیگری اجاره می نماید.

 

2- النهایه موکل به ستوه آمده و اقدام به طرح شکایت کیفری جهت رسیدگی به جرم ترک انفاق ایشان می نماید و آقای سعید ..... (تجدیدنظرخوانده) در دادسرا حضور می یابد و هیچ دلیلی و مدرکی دال بر پرداخت نفقه به دادسرا ارائه نمی نماید و تنها قرارداد اجاره منزل در  کرج را ارائه می نماید. موکل به همراه دخترشان به نشانی ملک استیجاری تعرفه شده مراجعه می نماید که علی رغم جستجوی فراوان و بررسی زیاد کاشف به عمل می آید که اصلاً نشانی اعلامی وجود خارجی نداشته و تنها یک اجاره نامه ساختگی با یک آدرس غلط و فرضی تنظیم شده است که فقط موجبات فرار از جرم ترک انفاق برای ایشان مهیا شود لکن با درایت و هوشیاری بازپرس محترم این نقشه بچه گانه و شیطنت آمیز زوج نقش برآب می شود و مستنداً به شهادت شهودی که موکل معرفی نموده ، زوج مجرم و پرونده با تنظیم کیفرخواست به دادگاه ارسال می گردد . درجلسه رسیدگی به جرم ترک انفاق آقای سعید .... در دادگاه، علی رغم ابلاغ به ایشان در نشانی اعلامی، به جهت فقد دلیل حضور نمی یابند و دادگاه نیز به موجب محتویات پرونده مبادرت به صدور رأی به تعیین مجازات ایشان می نماید مضافاً تجدیدنظرخوانده به موجب رأی صادره از شورای حل اختلاف که به پیوست تقدیم می شود محکوم به پرداخت نفقه معوقه موکل شده است که قطعی نیز می باشد. لکن پس از گذشت چند سال از صدور رأی تجدیدنظرخوانده با در دست داشتن یک سری پرینت از حساب خود مبادرت به دادخواهی می نماید این در حالی است که پرینت ارائه شده از حساب های ایشان هیچ کدام حاوی وجوه واریزی به حساب موکل نبوده و شماره حساب و کارتی که ایشان ارائه داده اصلاً متعلق به موکل نبوده و نیست بلکه کاملاً ساختگی است چرا که در جلسه رسیدگی به واخواهی ، با ایراد نسبت به شماره کارت و حساب منتسب به موکل ، قاضی پرونده از تجدیدنظرخوانده خواستند جهت مشخص شدن حقیقیت امر، ایشان از دستگاه خودپرداز واقع در مجتمع قضایی شهید قدس با انجام عملیات انتقال وجه به همان شماره کارت و حساب انتساب یا عدم آن را به موکل تصریح نماید و در نتیجه انجام آن عملیات محرز گردید آن حساب مسدود است و اصلاً متعلق به موکل نیست از سوی دیگر تجدیدنظرخوانده طی یک برگ کاملاً دست نویس واریز و پرداخت یک سری وجوه به موکل را مدعی شدند و این در حالی است که این ها کاملاً دست نویس تجدیدنظرخوانده است و هیچ گونه سندیت نداشته و فاقد وجاهت قانونی است چرا که ایشان همانند آن آدرس ملک استیجاری و شماره حساب ها که نسبت به موکل اعلام نمودند این ذها را هم به دروغ اعلام کردند و موکل هیچ گاه آن وجوه را از تجدیدنظرخوانده دریافت نداشته است و قبول ندارد فلذا دادنامه صادره از این حیث دارای اشکال و ایراد قانونی است و شایسته نقض می باشد چرا که نفقه زوجه در زمان زندگی مشترک تأمین نشده چرا که مستنداً به ماده 1107 قانون مدنی نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا ، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض بر این اساس نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن که برای احراز کمیت و کیفیت می بایست وضعیت زوجه در نظر گرفته شود و با توجه به اطلاق کلمه نفقه در ماده 642 قانون مجازات اسلامی شامل تمامی نیازهای متعارف و متناسب با شخصیت زوجه است و نپرداختن حتی قسمتی از نفقه زوجه نیز جرم و مشمول ماده 642 قانون مجازات اسلامی است و مدت امتناع از تأدیه نفقه نیز فاقد اهمیت است و ترک انفاق حتی به مقدار یک روز مشمول ماده خواهد بود و با عدم پرداخت نفقه جرم محقق می شود و استطاعت مالی زوج و تمکین زوجه از شرایط تحقق این جرم است که البته در پرونده پیش روی این دو شرط کاملاً محرز است چرا که زوج خود را دارای تولیدی معرفی نموده و حتی راضی از اعلام شغل آزاد برای ایشان توسط موکل نبوده و با این وصف دارای درآمد و وضعیت مناسب می باشد پس استطاعت مالی زوج محرز است و همان طور که ذکر شد این زوج بوده که زن و فرزند و زندگی خود را ترک کرده و موکل را مجبور به اجاره منزل نموده و شرط تمکین نیز موجود است پس با وجود شرایط تحقق جرم و عدم پرداختی نفقه توسط تجدیدنظرخوانده دلیلی برای برائت ایشان وجود ندارد که قاضی محترم این چنین مساعدتی در حق ایشان نموده و چنین دادنامه عجیب و فاقد پشتوانه قانونی را صادر کرده.

3- دادگاه محترم صادرکننده رأی به وضوح به متن پیامک های ارسالی تجدیدنظرخوانده اشاره نموده و این در حالی است که با مراجعه  به همان متن پیام ها به خوبی محرز می گردد که تجدیدنظرخوانده در پیام های خود جز توهین و تهدید و فحاشی متن دیگری نفرستاده است که حکایت از آمادگی زوج برای قبول تمکین موکل نماید و بسی جای تأمل است که چطور قاضی محترم صادرکننده دادنامه معترض عنه از متن این گونه پیام های رکیک که فقط و فقط بار معنایی سوء و توهین آمیز دارد این چنین برداشت نموده و آن را دال بر دعوت موکل به تمکین دانسته است و متن پیام ها چنان قبیح است که هر انسان متعارفی آن را موهن و تهدیدآمیز می شناسد نه آنچه در متن رأی آمده است و نمونه آن پیام ها در پرونده موجود است که تجدیدنظرخوانده در مورخ 6/9/2015 تمامی  القاب زشت را به خود نسبت داده است و موکل و خانواده ایشان را تهدید نموده که با 4 لیتر بنزین کشته و از روی زمین محو می نماید! و یا در برگ شماره 29 پرونده به پدر و مادر موکل اتهام سرقت را ایراد داشته و موکل را تهدید به مرگ نموده ! و یا مستنداً به متن پیامهای پیوستی ، تجدیدنظرخوانده ، همکار بنده و وکیل پرونده را تهدید به مرگ کرده است و بسیار جای تعجب است که چرا چنین فردی که ترک انفاق یکی از عناوین مجرمانه انتسابی به وی است باید با مسامحه و یا بی دقتی قاضی صادر کننده رأی تبرئه شود !

 

شایان ذکراست از بابت پیام های توهین آمیز و فحاشی ایشان به پدر موکل پرونده ای جهت رسیدگی به آن جرم در مرجع مربوطه مفتوح است و نیز اخیرا در سفر موکل به همراه خانواده به قم جهت زیارت ، تجدیدنظرخوانده حجم زیادی از اسید را بر روی خودرو پدر موکل ریخته و سبب آسیب فراوان به خودرو ایشان شده است و همانطور که در متن پیام های ایشان به موکل مشهود است صراحتاً به اسید پاشی مزبور اعتراف نموده و اقرار به جرم مزبور نموده است .

فلذا با عنایت به مراتب فوق، دلایل و مدارک ابرازی و اوراق پرونده و نظر به این که نه تنها نفقه ای به موکل نپرداخته بلکه آماج همیشگی تهدیدات تجدیدنظرخوانده بوده تقاضای تشکیل جلسه رسیدگی و نقض دادنامه معترض عنه از محضر حضرات مورد استدعاست.

باتشکر و تقدیم احترام

 

راه های تماس و مشاوره با وکیل متخصص دعاوی خانواده

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

جستجوی مطلب موردنظر

رزرو وقت مشاوره حقوقی با ما

در صورت تمایل به دریافت مشاوره حقوقی با وکیل پایه یک دادگستری و وکیل متخصص، جهت هماهنگی و رزرو وقت مشاوره حقوقی حضوری و مشاوره حقوقی تلفنی، کلیک کنید.